ثمره ی عشق ما امیررضاثمره ی عشق ما امیررضا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره
مامان عاطفهمامان عاطفه، تا این لحظه: 37 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | وبلاگ امیر رضا رحیم زاده| نی نی ناز

یه روز خوووووووووب

1392/2/12 19:11
204 بازدید
اشتراک گذاری

 

نــام تـ ــــ ـــو اکــسیژن بــرای ریــهــ  های مــن اســـــت


خــــودت را از مــ ــ ــن دریــغ نــکــــــــن


میــــ ــــ میــــ ـــ رم

 

 

همسریه مهربونم،واقعا ازت ممنونم...

امسال واقعا بهترین سال عمرمه،آخه مادر شدم،و اولین کادو رو در روز مادر گرفتم!!!!

بله،من همیشه به مناسبت روز زن کادومیگرفتم،ولی امسال یه کادو از طرف گلبهشتی(امیررضا)تقدیم به من شد؛

اونم با دستای مهربون بابایی.

پسرم ممنونم ازت،این بهترین کادو،آخه از طرف شما و با دستای بابایی بود.

 

 

گاهی نیاز داری به یه آغـــــــــــــوش بی منت


که
تو رو فقط و فقط واسه خودت بخواد


که وقتی تو اوج
تنهایی هستی


با
چشماش بهت بگه


هسـتم تا
آخرش!!!

 

گلِ بهشتیه من،ممنونم ازت انشالله بیای و با دستای نازت بهم کادو بدی...الهی قربونت بشم.

بابایی ازطرف شما نازپسر یه سکه پارسیان و دوشاخه گل گرفت.

 

راستی نفسم خبرخوب اینکه امروز بابایی خونه ای که دیده بودیمو قولنامه کرد...از خونه راضی ام فقط یه مشکلی داره و اونم اینه که یه خوابه ست،البته بابامحمود گفته بعدا یه اتاق اوچولو برای جیجل طلا درست میکنیم.پس هر وقت رفتیم خونه جدید و شما هم قدم رو چشای منو بابایی گذاشتی باید تا اطلاع ثانوی با مامان بابایی یه اتاق مشترک داشته باشی...دعا کن بتونیم دوتا اتاق بهش اضافه کنیم عزیزم،اینطوری خیلی عالی میشه.

خوب قربونت بشم فعلا باای

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

rasta
12 اردیبهشت 92 17:01
سلام مامان عاطفه چه بابایی با ذوقی!! چه گلهای قشنگی اما هیچ کودومشون به قشنگی امیر رضا نمیشن مگه نه جیگر خاله؟ خونتون مبارککککککککککککککککک مامانیییییییییییییی . همش از خوش قدمی این وروجکه! ایشالله کارتون هم درست بشه و خونتون هم سر و سامون بگیره و همه چی برای ورود پادشاه کوچولومون آماده باشه ، راستی مامانی دیگه چیزی نمونده ها!!!! وااااااااااای من به جات دارم سکته میکنم.... نحوه ی زایماانت رو انتخاب کردی؟ من که واست خییییییییییییییییییییییلی خوشحالم ، نمیدونی چقدر دوست دارم روی ماهشو زودتر ببینم
معصومه
12 اردیبهشت 92 19:51
عزیزم روزت مبارک.. دست امیررضاخان هم بابت کادو درد نکنه چه پسر خوبیه به دل باباش انداخته تا برا مامان جونش کادو بگیره خونه نو هم مبارک..ان شاالله به سلامتی و دل خوش برین توش ساکن شین
معصومه
12 اردیبهشت 92 21:10
خیلی کم شده ویارم خداروشکرررر ان شاالله هفته ی بعد شاید برم سونو ..دکترم که برا پنج خرداد ی سونو سه بعدی نوشته گفت همون کافیه همون موقع میفهمی جنسیتشو اما خوو من شاید نتونم تا اون موقع صبر کنم هفته ی بعد برم..
معصومه
13 اردیبهشت 92 10:40
الهییییییی عزیزم..چشم تند تند پست میزارم... مگه دور و اطراف میزارن..همش می پرسن کی میری؟ معلوم نشد؟ تا حالا باید معلوم میشد و ازین حرفا... منم شنیدم ضرر داره اما نمیدونم چرا نوشتش که..
سیب سرخ کوچولو
13 اردیبهشت 92 14:13
سلاااااااااام عاطفه جونم.خوبی؟؟امیر رضای ماهم چطوره؟؟؟؟فداش بشه خاله که دیگه هفت ماهشه گل پسر. اینقدر مشتاقم ببینمش.عاطفه جونم دیگه چیزی نمونده تا 3ماه دیگه ماه پیشونی میپره بغلت فداش بشم من.روزت مبارک خانمی.اولین سال مادر شدنت مبارک
سیب سرخ کوچولو
13 اردیبهشت 92 14:17
راستی عاطفه جونم خونه ی نو مبارک عزیزم.اینجوری خیلیییییییی بهتره.چون امیر رضا جونم پیش باشه بهتره.نوزاد رو نمیشه توی یک اتاق تنها گذاشت.حتی کسانی که اتاق کوچولوشون جداست تا یک سال اول به نظرم بهتره نی نی رو پیش خودشون بذارن.انشاالله امیر رضا جونم که بزرگتر شد یه اتاق مستقل و خوشمل براش میسازیدبرای ما هم دعا کن خونمون زودتر کامل بشه بریم خونه ی خودمون دوست جونسیب کوچولو هم فعلا اتاق نداره